۶ آبان ۱۳۸۸

درسهای مثنوی:درس اول

درس اول) مثنوي شرط مهم موفقيت انسان در دو دايره سيطره جسم و جان را تنها و تنها خوب انديشيدن و بهره بردن از استدلال و تعقل ما در نقادي خويش مي‌داند.

بشنويد اي دوستان اين داستـان
خود حقيقت نقـد حال ماست آن

نقد حال خويـش را گر پي بريـم
هم ز دنيا هـم ز عقبي برخوريـم
«دفتر اول مثنوي- داستان پادشاه و كنيزك»

شرح درس:

انديشه اولين و بزرگ ترين برتري انسان بر كليه موجودات جهان هستي بوده و همين فضيلت سبب به تسخير درآوردن آسمان و زمين به وسيله انسان مي باشد .

اين انديشه كه ثمره آن نقادي كل جهان و از جمله نقادي خود انسان مي باشد سبب مي شود كه با اين كار انسان مسير تكامل خويش را به دقت تعيين نمايد .

در ابيات مثنوي اين نقد علمي و استدلالي خويش باعث برخورداري از دو موهبت بزرگ دنيايي و عقبائي يعني استفاده درست از امكانات جسم و هم چنين انوار هستي بخش جهان معنا و جان مي باشد .

اين نقادي عقل اولين بار توسط فيلسوف بزرگ آلماني ايمانوئل كانت در فلسفه معروف وي عنوان شد كه در اين كار كانت عقل انسان را به نقادي كشيد و بدين وسيله نشان داد انسانها اولين مرحله پيشرفت در صحنه زندگي را با نقد عقل خويش بايد شروع نمايند.

البته ضمن مباحث مفصل فلسفه خويش، كانت باين مسئله بسيار مهم رسيد كه اخلاق فطري انسان است يعني رعايت موارد اخلاق اجتماعي و احترام به حقوق ديگران يك ضرورت و يك نياز فطرت انسان است پس اينكه مولوي ميفرمايد نقد حال خويش را گر پي بريم مقصود آگاهي به حقيقت انسان و زواياي تاريك وجودتان مي باشد كه در آنصورت ما متوجه مي شويم كه چه عظمتهايي در خلقت ما بكار رفته و چه ميزان در برابر جامعه و ديگران ما مسئوليت داريم، مسئوليت آگاهي و قدرتهاي خويش كه بايد در مسير پيشرفت جامعه بكار رود اما يك برداشت ديگر از عقل نقل از مأخذي ديگر:

در كتاب العقل و الجهل در حديث هشام بن حكم در كتاب ارزشمند و عميق اصول كافي آن طور كه استاد فلسفه مرحوم دكتر مهدي حائزي يزدي در يكي از دروس خود فرمودند ، كه خلاصه آن به شرح زير باستحضار خوانندگان مي رسد :

فصل اول ـ بحثي درباره اين آيه كه آمده است :

فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه

در اين گفتار چند بحث مطرح شده

1 ـ گوش شنوا ، آنانكه مي شنوند اقوال را

2 ـ به منظور تبعيت از بهترين اقوال بايد آن را تجزيه و تحليل كند .

در اين گفته در ادامه كلمه لُب آمده كه به معني مغز هر چيزيست و ضد آن كلمه قشر است كه مقصود بدن و ظاهر آنست .

پس از آن كه در گفته مذكور آمده كساني كه در شنيدن اقوال بهترين را انتخاب مي نمايند اضافه مي شود اينان صاحبان لُب هستند سپس ادامه مي دهد :

در شرح اين بيان حديثي آمده در مورد تأثير عقل و استدلال در شناخت ربوبيت حضرت حق يعني اين عقل است كه دلالت و تعليم مي دهد ما را به سوي شناخت توحيدي جهان هستي و آشنايي با عشق ازل و ابد انسان ها . سپس اشاره اي دارد با نان كه از تفاوت هاي شب و روز و از خلقت آسمان و زمين عبرت مي گيرند و در آن تدبر و تفكر مي نمايند اينان صاحبان لُب هستند (خرد) پس همانطور كه در اين شرح استاد دكتر مرحوم مهدي حائري يزدي توضيح داده­اند اين خرد است كه به كمك آن انسان قادر خواهد بود كليه مسير به سوي دولت را كه همان عرفان رَبّ باشد از ميان سنگلاخ هاي نيازهاي بدن و كوهستان هاي سهمگين لغزش هاي اجتماعي و بالاخره فرامين اغوا كننده نفس انسان براي گمراهي وي از راه وصول به حق ، طي نموده و همانطور كه عطار نيشابوري فرموده تنها سي مرغ از ميان كليه پرندگان با استعانت از خرد جمعي و فردي خود به سيمرغ مي رسند ، تازه در آنجاست كه مي بينند سيمرغ چيزي نيست جز همان سي مرغ آن جمع يعني آب كم جو تشنگي آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست. در اين 40 درس مسير اين سلوك كه با مشعل عشق طي مي شود و خرد جمعي و توجهات پيران طريقت كه با آن همراه است ، نشان داده شده است.

درسهاي مثنوي


نوشته و تحقيق : رضا كاملي


تقديم به روان پاك استاد محمدتقي جعفري

بزرگمردي كه اولين كلمات اين كتاب ارزشمند را به من آموخت.روحش شاد

پيشگفتار:

بنازم به بزم محبت كه آنجا

گدائي به شاهي مقابل نشينند

در مدرسه سلوك و عرفان يا دانشگاه مثنوي همگان را راه هست و اختصاص به طبقه و معلومات بالا و درجات اجتماعي ندارد. در اين مدرسه عشق، شاه و گدا در كنار هم در يك مقام و سطح و درجه بوده و هر كس مي تواند مفاهيم آن را بداند و بفهمد و بكار بندد.

چون چنين است پس بايد گفت مثنوي يك زبان سهل و ممتنع دارد، از فولكلور ايراني استفاده نموده در عين حال بالاترين مفاهيم زندگي را با همين زبان كوچه و بازار بيان مي كند.

براي نشان دادن اين عظمت كه در نوع خود بي نظير است، درس هايي را از كتاب شريف مثنوي بيان مي كنيم تا معلوم شود چگونه با ساده ترين زبان، عالي ترين مفاهيم در زمينه عرفان و عشق به حضرت دوست را مي توان در قالب داستان‌هايي بسيار جذاب و گيرا بيان كرد بدون اينكه احتياج به فلسفه بافي و زبان هاي پيچيده بعضي طبقات جامعه باشد در عين اين كه همان فلاسفه و بزرگان متكلم و متخصصين علوم مختلف مي توانند ساعت ها درباره سمبل ها و نشانه هاي داده شده بحث كرده و آن را براي خود تجزيه و تحليل نمايند. واقعاً كه جمع ماده و معنا، صورت و سيرت، ظاهر و باطن، غيب و شهود در اين كتاب يك جا جمع شده اند:

از قضا موشي و چغري با وفا

بر لب جو گشته بودند آشنا

هنر جلال الدين در بيان مسائل مختلف معرفت اين است كه در اين داستان ها خواننده آشنائي‌هاي متفاوتي در زمينه‌هاي زير پيدا مي كند:

1- آشنائي با ناهنجاريهاي روان آدمي

2- شناخت روابط اجتماعي پيچيده و تأثير آن در رفتار افراد

3- بررسي تاريخي زندگي قدرتمندان تاريخ و شرايط سقوط ايشان

4- معرفي زيربناهاي معرفت ديني و پايه هاي عرفان در زمينه: توحيد، نبوت، معاد، امامت و عدالت

5- بيان آيات قرآن (حدود 4 هزار آيه) و حديث به طور مستقيم و يا غير مستقيم.

6- تفسير آيات و مفاهيم قرآن در قالب داستان ها و شرح هاي مختلف

7- شناخت زواياي فكري انسان هاي الهي و عارف در نقادي هاي رفتاري ايشان

8- بررسي علمي و فلسفي رابطه فيمابين ماده و معنا، جسم و روح، ظاهر و باطن به صورت داستان

9- بررسي علمي و فلسفي سرنوشت انسان و بازگشت ما به زندگي جاويد

10- شرحي بر امواج و داده هاي محبت آميز از جانب (خدا) به انسان هاي مختلف

11- شرحي از تمرد انسانها و طغيان ايشان بر عليه خالق يكتا و پيامدهاي آن

12- معرفي چهره هاي معنوي و مردان بزرگ در مسير تاريخ به صورت داستان

با درك مسائل دوازده گانه فوق طي صفحات آتي ابتدا بخشي از درسهاي مثنوي برگرفته از اولين داستان آن به صورت چهل درس براي علاقمندان ارائه مي گردد.

اين دروس چهل گانه طي داستان هاي مختلف مثنوي به صورت تكميل با اضافاتي و يا شرحي از هر درس بعداً ارائه مي شود. تا چه قبول افتد.

درس هاي مثنوي يا عرفان كاربردي

دستورالعمل هاي مثنوي طي داستان هايي ساده و قابل درك جهت آشنايي همه انسان ها با چگونگي سلوك و راهبرد به عشق و يكي شدن با دوست.

اين كار از اولين داستان مثنوي شروع شده و طي شش دفتر ادامه مي يابد. در آن به ساده ترين و عادي ترين مراحل زندگي ما هم آن را سرايت مي دهد چه يك عارف بالله اول بايد عارف به خود باشد. يعني شناخت اشكالات فردي در ساده ترين مراحل.

در اين درس ها ضمن ارائه فشرده مطلب گفته شده در كتاب ارزشمند مثنوي، در پايان كتاب شرحي از مطلب ارائه شده براي خوانندگاني كه جوياي توضيح بيشتري هستند، آمده است. تا چه قبول افتد.